دو مفهومی که باید از هم جدا کنی
قبل از رفتن سراغ ۱۲ زمان، باید بدونی هر زمان انگلیسی از ترکیب دو چیز ساخته میشه.
Tense — زمان
Tense مشخص میکنه فعل به گذشته، حال یا آینده تعلق داره. مثلاً work در حال، worked در گذشته.
Aspect — نمود
Aspect نشون میده عمل کامل شده، هنوز در جریانه، یا نتیجهش به یه لحظهی دیگه وصله — مستقل از اینکه کِی اتفاق افتاده. دقیقاً همین بخشه که معمولاً برای زبانآموزهای فارسیزبان سختتره، چون فارسی این تمایز رو اونطور که انگلیسی نشون میده، ندارد.
اگه tense رو مثل تاریخِ روی تقویم در نظر بگیری، aspect مثل زاویهی دوربینیه که با اون به اتفاق نگاه میکنی: گاهی فقط یه عکسِ ثابت از یه لحظه میگیری (Simple)، گاهی داری یه ویدیو ضبط میکنی که وسطِ پخششدنشی (Continuous)، گاهی دوربین رو گذاشتی روی نتیجهی الانِ یه چیزی که قبلاً شروع شده (Perfect)، و گاهی هم ویدیویی که از یه نقطهی قبل شروع شده و تا همین الان (یا یه نقطهی مشخص دیگه) ادامه داشته رو نشونت میده (Perfect Continuous). زاویهی دوربین کاملاً مستقل از تاریخ انتخاب میشه — یعنی هر کدوم از این ۴ زاویه رو میتونی روی هر کدوم از زمانهای گذشته، حال یا آینده بذاری. دقیقاً برای همینه که ۴ نمود × ۳ زمان = ۱۲ زمان دستوری به دست میاد که در ادامهی این جزوه میبینی.
فعل بدون هیچ نشونهی اضافهای. عمل رو مثل یک نقطهی ساده و کامل نشون میده — نه تاکیدی روی تداومش هست، نه ارتباطی به یک لحظهی دیگه. برای حقایق، عادتها و اتفاقهای یکباره به کار میره.
ساختهشده با be + V-ing. عمل رو از داخلِ در حال انجام شدنش نشون میده؛ یعنی دوربین رو وسط اتفاق گذاشتی. معمولاً یک حس موقتی یا ناتمامبودن داره.
ساختهشده با have + V3. بهجای خودِ عمل، روی نتیجه یا اثرش در یک لحظهی دیگر تمرکز میکنه. سوال اصلیش اینه «تا اون لحظه چه اتفاقی افتاده؟» نه «دقیقاً کِی افتاده؟»
ترکیب هر دو مورد بالا: have been + V-ing. تداوم عمل رو تا یک لحظهی مشخص دنبال میکنه و روی خودِ مدتزمان و ادامهدار بودنش تاکید داره، نه فقط نتیجهش.
راهنمای نشونههای نمودار
همهی ۱۲ نمودار این جزوه از همین چهار نشونه ساخته شدن.
گروه حال — Present
گروه گذشته — Past
گروه آینده — Future
مکالمههای نمونه
همون زمانهایی که بالا یاد گرفتی، اینجا داخل یک مکالمهی واقعی میبینی. جلوی هر جمله، اسم زمانش نوشته شده.
اشتباهات رایج زبانآموزهای فارسیزبان
این خطاها معمولاً از اونجا میان که فارسی، aspect رو اونطوری که انگلیسی مجزا نشون میده، نداره.
Present Perfect بهجای Past Simple: چون فارسی بین «رفتم» و «رفتهام» خط فاصل واضحی که با انگلیسی یکی باشه نمیکشه، زبانآموز اغلب یکی رو بهجای اون یکی به کار میبره.
گمشدن تمایز Simple و Continuous: ساخت «داشتم میرفتم» در فارسی بیشتر محدود به گذشتهست، در حالی که انگلیسی همین تمایز رو در هر سه زمان (حال، گذشته، آینده) نگه میداره.
اجتناب از Perfect Continuous: چون معادل مستقیم و روان در فارسی نداره، بهتره با مثال زیاد باهاش آشنا بشی، نه با ترجمهی کلمهبهکلمه.